تبلیغات

آموزش کسب و کار الکترونیکی|کسب و کار الکترونیک - خاطرات زندگی کیم وو چونگ موسس شرکت دوو

آموزش حرفه ای کسب و کار الکترونیکی|ایمیل مارکتینگ|سئو|مدیر کسب و کار الکترونیکی

خاطرات زندگی کیم وو چونگ موسس شرکت دوو

نویسنده :مسعود معاونی
تاریخ:یکشنبه 1 شهریور 1394-10:49 ب.ظ


کسب و کار الکترونیک با مهندس معاونی
برای نخستین بار هنگامی طعم خوشبختی را چشیدم که در تی گو روزنامه می فروختم .آن زمان دوران جنگ کره بود و ما در آنجا پناهنده بودیم .در آن روزها به خاطر جنگ ، مردم بسیار فقیر و بینوا بودند و مرگ آسانتر از زندگی بود .ما همیشه گرسنه بودیم و با این وجود یک از بازی های طعنه انگیز زندگی همین بود که گرسنگی به ما شجاعت زندگی کردن می داد .
پدرم ربوده شده و به شمال برده شده بود و برادرهای بزرگترم در خدمت ارتش بودند  ومن در سن 14 سالگی نان آور خانه بودم .می بایست دست کم روزی 100 روزنامه بفروشم تا بتوانم هزینه روزانه خانواده را دربیاورم . مادر و برادرهای کوچکترم تا دیروقت منتظر می ماندند تا من به خانه بیایم و چیزی برای خوردن بیاورم .
و این برای من بسیار ارزش داشت که در کنار یکدیگر شام بخوریم اما خیلی وقت ها هم پیش نمی آمد که در کنار یکدیگر شام بخوریم چون ممکن بود من 100 عدد روزنامه را نفروشم . که زیاد هم بعید نبود و من اکثر اوقات کمتر می فروختم .
خیلی از شب ها وقتی من به خانه می آمدم مادر و برادرهیم خئاب بودند و من می دانستم چون تنها یک پیاله برنج داشته ایم آنها خود را به خواب زدند تا آن برنج را من بخورم .
و من می گفتم در بیرون از منزل یک پیاله رشته فرنگی خورده ام و سیر هستم و اشک هاایم را از مادرم پنهان می کردم .
ظاهرا از لحاظ مادی فقیر ولی در باطن ثروتمند بودیم .ما چیزی نداشتیم اما همان حداقل ها را برای یکدیگر نثار می کردیم .
کسی که در دنیا همه چیز دارد ولی نمی داند چطور باید ببخشد ثروتمند نیست .ثروتمندان واقعی آنانی هستند که زیاد می بخشند .


نوع مطلب : مدیریت 
دنبالک ها: کسب و کار الکترونیکی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo