تبلیغات

آموزش کسب و کار الکترونیکی|کسب و کار الکترونیک - مدیریت استراتژیك ، تفكر استراتژیك

آموزش حرفه ای کسب و کار الکترونیکی|ایمیل مارکتینگ|سئو|مدیر کسب و کار الکترونیکی

مدیریت استراتژیك ، تفكر استراتژیك

نویسنده :مسعود معاونی
تاریخ:چهارشنبه 31 تیر 1394-11:37 ق.ظ



مدیریت استراتژیك

 

مدیریت استراتژیك سعی براین دارد كه مجموعه ای از دستاوردها و نتایج عملی و اجرایی خدمات و محصولات دهه اخیر در زمینه خدمات مدیریتی و برنامه  ریزی استراتژیك را مورد بررسی قرار دهد مدیریت استراتژیك می تواند بعنوان محورهای تفكر استراتژیك كارآفرینی ، مدیریت استراتژیك  مالی ، تولید ، پژوهش و آینده پژوهی، بازاریابی ، نوآوری و خلاقیت ، فلسفه وتوجه به تفكر استراتژیك ، منابع انسانی ، محیط شناسی و تئوری شناسی استراتژیك ، برنامه ریزی در سطح كلان ملی به كمك مدلهای ریاضی ، تكنولوژی ، دانش و فناوری ، مدلها و الگوهای مدیریت و برنامه ریزی استراتژیك ، تجارت موفق و مطالعه موردی برنامه ریزی استراتژیك ، برنامه ریزی استراتژیك در سازمانهای دولتی و غیر انتفاعی ، نظامها و رویكردهای كنترل و پایش بر برنامه ریزی استراتژیك درسطح كلیه سازمانها مطرح نماید .



ادامه مقاله را در ادامه مطلب مطالعه نماید.




تعریف مدیریت استراتژی

 

هنر و علم تدوین اجراء و ارزیابی تصمیمات وظیفه ای چند گانه كه سازمان را قادر می سازد باهداف بلند مدت خود دست یابند استراتژی قواعد و رهنمودهائی برای تصمیم گیری است كه بر پایه محورهائی چون ویژگی های بازار ، برداررشد و برتریهای رقابتی استوار می گردد مدیریت استراتژیك رویه ای جامع است كه از شناخت استراتژیك آغاز می شود و سازمان را در مسیر گام های بیشتر به جلو رهنمون می كند گامهائی كه به تولید محصولات نو و به وجود آمدن بازار ها و فناوری های جدید و نیز قابلیت ساده منجر می نماید به نظر پورتر مدیریت استراتژیك استراتژی رقابتی عمل جستجو برای دستیابی به موقعیت رقابتی است تلاش در فراهم نمودن یك موقعیت سود آور و پایدار در برابر عوامل فشار در محیط سازمان دارد استراتژی یك جایگاه با ارزش و ممتاز و یكسری فعالیت  هماهنگ متمایز می باشد ، استراتژی متمایز كردن فعالیت ها و یا انجام فعالیتهای مشابه با روش متمایز است از دیدگاه تامسون و استریكلند استراتژی اساساً یك فعالیت كار آفرینی است كه با مخاطره و خلاقیت همراه است و سعی در شكار فرصت های رقابتی بازار دارد همچنین سلسله ای از اقدامات و برنامه ها برای دستیابی به هدف یا نتیجه ای خاص دارد روش استراتژیك ، خیلی ساده می تواند این باشد كه تنها با یك سوال پندارهای غالب را به چالش فرا خواند چرا ؟ و آنقدر بی وقفه و بی رحمانه همین سوال را در مقابل آنها كه مسئول انجام كارهای معمول هستند مطرح می كند تا خسته شوند .

 

تعریف واژه استراتژیك

 

كلمه استراتژی از كلمه یونانی ( stratego) مركب از (stratos) به معنای ارتش و (eGo  )بمعنای رهبرگرفته شده است با این تفاسیر برنامه ریزی استراتژیك نیز اساساً بر همین اساس تدوین می شود و كلیه سازمانهای دولتی و غیر انتفاعی را در بر می گیرد.

 

تعریف استراتژی

 

استراتژی را ایجاد یك مزیت منحصر به فرد برای تمایز سازمان از رقبا تعریف می كنند و اساس كار را مدیریت این تمایز می دانند تعریف دیگری نیز از استراتژی قابل مطرح می باشد و آن اینست كه علم و هنر بكار گرفتنی نیروهای سیاسی ، اقتصادی ، روانی و نظامی یك ملت  یا گروهی از ملت ها برای حداكثر حمایت از سیاست های اتخاذ شده كه در زمان جنگ و صلح كاربرد دارد همچنین استراتژی نوع خاص از راه و روش دستیابی به اهداف است كه باید شرایط سه گانه را داشته باشد یعنی در ارتباط با چگونگی دستیابی به اهداف بلند مدت وحیاتی سازمان كه در محیط رقابتی قرار دارد بحث می نماید كه در این رابطه حركت از وضعیت موجود به وضعیت جدید قابل طرح بوده ،  به عبارتی استراتژی عبارتست از طرح و نقشه یعنی نوعی مسیر آگاهانه و مورد نظر یك رهنمود برای برخورد با یك وضعیت خدعه و فریب یك نقشه خاص یا مانور برای انحراف رقیب الگو به ویژه الگویی از یكسری اقدامات مشخص یعنی وسیله ای برای مشخص كردن جایگاه سازمان در محیط بازار و دیدگاه كه استراتژی را یك مفهوم ذهنی می داند و دیدگاهی است مشترك كه میان اعضاء یك سازمان بر مبنای مقاصد یا اقدامات آنان می باشد و در حقیقت می توان به نكات زیر توجه نمود .

1-    ایجاد یك بستر برای تغییر سازمانی

2-   ایجاد تعهد و احساس مالكیت

3-  ایجاد توازن بین ثبات و نوآوری

استراتژی یك واحد كاری مانند سازمانها و شركتها ، برنامه ای است كه خطوط راهنمای رفتار كاری واحد را در سطح وسیعی نشان می دهد برای یك سازمان این برنامه شامل انتخاب خدمات و مشتریهای سازمان ، اهداف اصلی كه توسط این برنامه باید به آنها رسید و سیاستهای تهیه و تخصیص منابع برای رسیدن به اهداف اصلی است ، شخصی كه عهده دار تعیین و تنظیم استراتژی است باید ارتباطات و تاثیرات متقابل واحدهای مختلف را تحت كنترل خود در یابد از طرفی یك مدیر باید چشم انداز گسترده داشته باشد .

 

 

 

مزایای مدیریت استراتژیك

 

رویكرد مدیریت استراتژیك بر مبنای تعامل مدیران در همه سطوح سازمانی و كسب و كار تاكید نموده و نتایج رفتاری مشخصی را به همراه دارد كه مشخصه نظام تصمیم گیری مشاركتی است به همین علت بررسی تشخیص و ارزیابی دقیق تاثیر فرموله كردن استراتژی بر عملكرد سازمان و یا كسب و كار اغلب نیازمند مجموعه ای از معیارهای مالی و غیره می باشد كه اثربخشی مدیران را مورد ارزیابی قرار می دهند .

به هر حال سودآوری ناشی از طرحهای استراتژیك و مدیریت تغییرات محیطی را می توان در توسعه فعالیتها و افزایش بهره وری و تحقق اهداف و اثربخشی فرآیند مدیریت علمی جستجو نمود . علاوه بر این موارد زیر را نیز می توان در سودآوری مدیریت استراتژیك مطرح نمود .

1)   فرآیند فرموله كردن استراتژی ، توانائی های سازمان و كسب و كار را برای حل مسائل افزایش می دهند . مدیران با تشویق و پاداش دادن به زیردستان موجب توجه آنها به ملاحظات برنامه ریزی گردیده و بدین طریق در پیش بینی و هدایت كار بوسیله كاركنان یاری و كمك می شوند.

2)   تصمیمات استراتژیك مبتنی بر گروه شامل تعامل میان همه سطوح احتمالاً بهترین راه حل را در اختیار مدیران قرار می دهد و به علت تصمیمات بهتری احتمالاً محصول این فرآیند خواهد بود . نخست اینكه تولید استراتژیهای مختلف از طریق تعامل گروهی تسهیل می گردد و دیگر اینكه بررسی و ارزیابی انتخابها بهبود می یابد چرا كه اعضای گروه پیش بینی هایی را بر اساس برداشتهای تخصصی ارائه می نمایند .

3)  انگیزش كاركنان جهت درك بهتر آنها از رابطه بهره وری كه در هر طرح استراتژیك روشن می گردد بهبود می یابد به عبارت دیگر زمانی كه كاركنان و یا نمایندگان آنها در فرآیند فرموله كردن استراتژی مشاركت داشته باشند فهم بهتری از اولویتها و سیستم پاداش سازمان و یا كسب و كار داشته و بنابراین انگیزه بیشتری برای رفتار در جهت اهداف خواهند داشت .

4)  شكاف و اصطكاك در فعالیتها و در میان افراد و گروههای گوناگون به دلیل مشاركت آنها در فرموله كردن استراتژی باید كاهش یابد چرا كه فرآیند مذكور به روشن كردن نقشهای مختلف كمك می نماید و شكل گیری جلسات گروه كه در مراحل مختلف فرآیند فرموله كردن استراتژی بوجود می آید فهم مسئولیتهای افراد گروههای فرعی را افزایش داده و مشخص تر می نماید .

5)  مقاومت در مقابل تغییر كاهش می یابد و مشاركت مورد نیاز به حذف عدم اطمینان كه با هر تغییر همراه بوده و ریشه اصلی مقاومتها است كمك می نمایند اگر چه مشاركت بدون اختیار و اقتدار تصمیم گیری ممكن است چندان مطلوب نباشد .

برنامه ریزی استراتژیك

 

بمنظور ایجاد زیر ساخت های لازم و جهت گیری برای استفاده از مكانیزم برنامه ریزی ، مدیریت استراتژیك بعنوان یكی از موثرترین رویكرد مدیریتی جایگاه ویژه در سازمانهای بزرگ و كوچك پیدا نموده است . درحال حاضر اكثر پروژه های مدیریتی در سطح دنیا ماهیت برنامه ریزی داشته و واژه استراتژیك در ادبیات بسیاری از دست اندركاران مشهود است اما در سازمانهای داخل كشورما توجه و نگرش كمتری به زیر ساخت های استراتژیك می گردد. لذا بعلت عدم حمـایت مناسب و درك درست در انجام پروژه ها فعالیتهای انجام پذیرفته چندان موثر نبوده و مباحث مدیریتی  استراتژیك بصورت كتابخانه در سازمانها در آمده و از رویكرد مناسب در سازمانها خبری نیست عدم حمایت و مشاركت مدیران ، درگیر نشدن كاركنان و واحدهای عملیاتی ، عدم تخصیص منابع با استراتژی ها ، عدم پایش و پیشرفت ، عملیاتی نمودن پروژه ها از جمله موارد قابل توجه در بروز این معضل در سطح سازمانها در كشور ما می باشند متاسفانه بنظر نگارنده ژست نمایش در زمینه اجرایی این شیوه مدیریت در سازمانهای كشور ما وجود دارد كه ضمن هدر رفتن بودجه سازمانها دركشور، نتایچ پروژه را بیك عمل غیر كاربردی تبدیل می نماید باید اذعان داشت كه تفكر استراتژیك مهمترین دغدغه اصلی مدیران سازمان بوده و اگر بخواهیم برنامه ریزی استراتژیك یك ابزار عملیاتی برای تحقق اهداف و ماموریت سازمان صورت پذیرد ضروریست آگاهانه و دقیق عمل نموده كه موضوع خود بعنوان تصمیم  استراتژیك قابل بحث است ، اصولاً ویژه گیهای افراد موفق آینده نگری آنها میباشد كه این افراد با خلق آینده و نه با پیش بینی مسیر فعالیت خود را برای شفاف ، هدفمند سازی و سودمند نمودن مشخص می نمایند، اگر این ویژگی  را برای سازمانها تعمیم دهیم درخواهیم یافت كه سازمانها درفضای رقابتی امروز در داخل كشور و یا حتی خارج از كشور نیاز به الگو و چارچوبی دارند تا اهداف سازمانی را تحقق بخشند برنامه ریزی استراتژیك فرآیندی است كه عموم شركتها از آن جهت هدایت و پیش برد برنامه ها و فعالیتهای خود با افق بلند مدت و در جهت دستیابی باهداف و تحقق ماموریتهای سازمانی خود بهره می گیرند در حال حاضر كه این برنامه ریزی  ها مورد استقبال سازمانها قرار گرفته است . لذا چنانچه استراتژی بدرستی تدوین گردد و بصورت صحیح و بموقع اجراء گردد مسیر تعالی و تحقق رویاهای سازمان تحقق می یابد . برنامه ریزی استراتژیك، با بررسی محیط خارجی و داخلی سازمان ، فرصت ها و تهدیدهای محیطی و نقاط قوت و ضعف داخلی را شناسایی می كند و با درنظر داشتن ماموریت و اهداف بلند مدت سازمان و برای دستیابی باین اهداف از بین گزینه های استراتژیك اقدام بانتخاب استراتژیهای روز  می نماید امروزه سازمانها با هر اندازه ای با تغییرات و تحولات سریعی مواجه می باشند و باید فعالیتهای خود را طوری برنامه ریزی و هدایت نمایند كه در محیط رقابتی موفقیت كسب نموده و تداوم حیات داشته باشند با توجه به مفهوم برنامه ریزی استراتژیك ، این امر مستلزم بكارگیری از این نوع برنامه ریزی است

 

سیر تكامل برنامه ریزی

 

از زمانی كه بشر توانست نسبت به فردای خود تفكر نماید و اهدافی را برای آینده تدوین نماید و برای زمان معینی در آینده و اهداف خود را تحقق یافته تصور نماید فرآیند برنامه ریزی آغاز گردید.  در این زمینه می توان به دوره محصول گرائی و بازار گرائی و فرا صنعتی اشاره نمود برنامه ریزی روش نظامند و عقلائی بررسی آینده بوده و تا معین شود چه كاری را می توان برای نیل به آینده ای مطلوب انجام داد و چگونه می توان از آینده نامطلوب اجتناب نمود برنامه ریزی عبارتند از ارائه طرقی برای عملیات آینده كه متضمن نتایج معین با هزینه  مشخص و در دوره زمانی معلوم است برنامه ریزی فرآیندی است كه سازمان ها در قالب آن همه فعالیت ها و تلاش های خود در مورد وضعیت مورد انتظار راه رسیدن به آن و چگونگی طی مسیر را در یكدیگر تركیب و ادغام می كنند

 

تعریف برنامه ریزی استراتژیك

 

برنامه ریزی استراتژیك ، ابزار مدیریتی توان مندی است كه برای كمك به شركتها طراحی می شود تا آنها بصورت رقابتی خود را با تغییرات پیش بینی شده محیط تطبیق دهنده بویژه فرآیند برنامه ریزی استراتژیك یك نگرش و تجزیه و تحلیل از شركت و محیط مربوطه  به آن ارائه می نماید و شرایط فعلی سازمان را تشریح و عوامل كلیدی موثر بر موفقیت آنرا شناسایی می نماید

تعریف دیگر برنامه ریزی استراتژیك فرآیند تغییر سازمانی مستمر و پیچیده كه اگر ویژگیها لازم تركیب شوند فرآیند برنامه ریزی استراتژیك موفق و جامعی بوجود خواهند آورد در حقیقت برنامه ریزی استراتژیك فرآیند ایجاد و توسعه رویه ها و عملیات ضروری برای دستیابی به آینده میباشد و بین برنامه ریزی بلند مدت كه بصورت واكنشی بوده و برنامه ریزی استراتژیك كه سازمان را مجاز به خلق آینده اش مینماید تفاوت قایل می گردد، برنامه ریزی استراتژیك  فرآیندی برای بازسازی سازمان بوده و بنظر میرسد در برنامه ریزی بلند مدت اهداف و پیش بینی ها براساس فرض ثبات سازمانی است درحالی كه در برنامه ریزی استراتژیك نقش سازمان در محیط آن بررسی می شود برنامه ریزی استراتژیك موجب میشود تا سازمان فعالیتها و خدماتش را برای برآوردن نیازهای درحال تغییر محیط  تطبیق دهد ، این برنامه ریزی نه تنها چارچوبی برای بهبود برنامه ها ارائه می نماید بلكه مشخص كننده برای ساختار دهی مجدد برنامه ها، مدیریت و همكاریها و نیز برای ارزیابی پیشرفت سازمان در این زمینه ها نیز میباشد.

برنامه ریزی استراتژیك اساسا در بخش خصوصی توسعه یافته، لیكن می تواند به سازماندهی دولتی و غیر انتفاعی و جوامع و سایر نهادها كمك نماید برنامه ریزی استراتژیك را می توان تلاش منظم و سازمان یافته در جهت اتخاذ تصمیم و مبادرت به اقدامات نوین تعریف نمود كه موجب تحول یك سازمان می شود در حقیقت برنامه ریزی استراتژیك فرایند ی است در جهت تجهیز منابع سازمان ووحدت بخشیدن به تلاشهای آن برای نیل به اهداف و رسالت بلند مدت با توجه به امكانات و محدودیت های درونی و بیرونی می باشد . از طرفی فرایند بررسی موقعیت فعلی و مسیر آینده سازمان و یا جامعه ، تنظیم اهداف ، تدوین یك استراتژی برای آن اهداف و اندازه گیری نتایج مد نظر می باشد .

برنامه ریزی استراژیك را برنامه ریزی در رابطه با اهداف بلند مدت سازمان و انتخاب فعالیت لازم برای تحقق آن می توان بیان نمود.

 

تعریف جامع برنامه ریزی

 

برنامه ریزی به آن دسته از اقداماتی عنوان می شود كه مشتمل بر پیش بینی اهداف و اقدامات برای رویارویی با تغییرات و مواجه شدن با عوامل نامطمئن از طریق تنظیم عملیات آینده است هدف اساسی برنامه ریزی تقلیل میزان قبول خطر نسبت به اتفاقات احتمالی و اتخاذ تدابیر هماهنگ برای دستیابی به موفقیت های سازمانی است .

 

برنامه ریزی بلند مدت و برنامه ریزی استراتژی

 

هدف از برنامه ریزی بلند مدت بیشتر كنترل عملیات است در حالی كه برنامه ریزی استراتژیك تغییر فعالیتها برای حداكثر استفاده از فرصت های محیطی را دنبال می كند كه به شرح زیر قابل مطرح می باشد

-        برنامه ریزی استراتژیك بیش از برنامه ریزی بلند مدت آینده مدار است

-        برنامه ریزی استراتژیك باید پاسخگوئی فعالیتهای سازمانی در قبال تغییرات محیط باشد

-        برنامه ریزی استراتژیك بیشتر از برنامه ریزی بلند مدت بر ارزیابی محیط داخل و خارج سازمان تاكید دارد.

-        برنامه ریزی استراتژیك یك فعالیت پیچیده بوده و مستلزم مشاركت مدیران تمام سطوح سازمانی می باشد .

 

ویژگیهای یك برنامه ریزی استراتژیك

 

برنامه ریزی استراتژیك نگاه به آینده دارد و متمركز بر آینده پیش بینی شده در سازمان می نماید به گونه ای كه درسالهای آینده چه تفاوتی با كنون خواهد داشت و غالباً درصدد خلق آینده سازمان بر مبنای احتمال ایجاد درخواستهای سازمان  میباشد .و اصولاً برنامه ریزی استراتژیك بر مبنای تجزیه و تحلیل اتفاقات پیش بینی شده برای گزینه های آینده استوار بوده و مبنای تجزیه و تحلیل داده های داخلی و خارجی میباشد .

بطور كلی برنامه ریزی استراتژیك دارای انعطاف بوده و متمایل به ایجاد تصویری بزرگ از آینده سازمان میباشد ، برنامه ریزی استراتژیك ، سازمان را با محیطش تطبیق می دهد و زمینه ای برای دسترسی به اهداف ایجاد می نماید محیط داخلی و خارجی و پتانسیل های سازمان در آن چارچوب می تواند به مزیت رقابتی دست یابد و بنابراین سازمان را قادر می سازد تا به اتفاق ها و چالشها و فرصتهای بوجود آمده از طریق چارچوبی از بینش و ماموریت ایجاد شده توسط فرآیند برنامه ریزی استراتژیك پاسخ دهد ،در عین حال اینگونه برنامه ریزی  فرآیندی نظری و كیفی است و داده های نرم مانند تجربه ها ، نیت ها و ایده های موجود روزانه سازمان را تركیب می كند و در راستای ارائه یك بینش و هدف سازمانی روشن عمل می نماید .

از طرفی به سازمان اجازه تمركز می دهد و فرآیندی پویا و مستمر از فعالیت های خود تحلیلی بوجود می آورد علاوه بر این فرآیند یادگیری مستمر ، درجریان و گفتگوی مستمر ، درجریان و گفتگوی سازمانی است كه به فراتر از دسترسی به یك سری اهداف از پیش تعیین شده توسعه می یابد و روشی كه یك سازمان فكر و عمل می كند را تغییر داده و یك سازمان یادگیرنده بوجود می آورد ، در یك جمع بندی ساده یك برنامه ریزی استراتژیك می تواند عملكرد را بهبود بخشد ، اعضای یك سازمان را كه در كلیه كارهای وظیفه ای ثابت و چالش های روزانه ، سردرگم هستند و ممكن است اهداف سازمان را گم نمایند هماهنگ و یك سو می نماید و همكاری

بین اعضای یك سازمان وقتی با مفروضات مشتركی نسبت به اهداف مشترك باشد بسیار موثر و اثر بخش می شود و در نهایت اینكه یك برنامه ریزی استراتژیك موفقیت آمیز دارای عملكرد بوده و ضمن بینش مشترك بین ارزش ها یك فرآیند همگانی و مشاركتی را به وجود می آورد كه مدیران نسبت به آن احساس مالكیت دارند و بعنوان یك ابزار كلیدی از آن استفاده می نمایند

برخی نظرات بر این باور بوده كه برنامه ریزی استراتژیك سه ویژگی را دارا می باشد.

1-    برنامه ریزی از مواردی است كه مابیش از هركار آنرا انجام می دهیم  یعنی تصمیم گیری بر پیش بینی می باشد .

2-  برنامه ریزی هنگامی صورت می گیرید كه موقعیتی كه سازمان تمایل در آینده دارد با آن دست یابد و در حقیقت با مجموعه ای از تصمیم گیریها مواجه می باشد

3- برنامه ریزی فرآیندی است كه در جهت ایجاد یك و یا چند موقعیت جهت آینده سوق داده شده تا بطور دلخواه اتفاق افتد

4-  برنامه ریزی منعكس كننده ارزشهای حاكم بر جامعه ، توجه به سئوال و نیاز اصلی و اساسی سازمان ، تعیین چارچوبی برای برنامه ریزی و تصمیم گیری مدیریت و دید دراز مدت وتوجه به افق های دور تر سازمان ، ایجا د پیوستگی و انجام در عملیات و اقدامات سازمان در دوره های زمانی طولانی ، فراگیری برنامه ریزی عملیاتی سازمان و آموزشهای لازم و جهت بخشی با آنان می باشد.

 

راهكارهای استراتژیك

 

راهكارهای استراتژیك را میتوان موارد مشروحه زیر را تلقی نمود

1-    قاعده روی

2-   قاعده شكنی

تفكر استراتژیك  بروشورهای زیر ایجاد می شود

1-    كشف نیاز نهفته ، اساس نوآوری در كسب و كار است

2-   بازخورد و یادگیری از باز خورد

3-  خلق چشم انداز

4-  پیاده سازی در عمل

       5-الگوی تفكر استراتژیك

كه الگوی تفكر استراتژیك دارای پنج ویژگی زیر را دارا میباشد

1-    نگرش سیستمی

2-   تمركز برهدف

3-  فرصت جویی هوشمندانه

4-  تفكر در زمان

5-  زمینه سازی

 

استراتژی سازمان ومدیریت عملكرد

 

سازمانها با هم رقیب بوده و در رقابت سازمانی پیروز می شود كه استراتژی مناسبی اتخاذ نموده و در طول رقابت با توجه به تغییر شرایط محیط و رقیب و قواعد ، مناسب بودن راهبرد ها و برنامه های خود را برای ادامه رقابت بررسی كند و در صورت نیاز آنها را بازبینی و بازنگری نماید ارزیابی در حوزه مدیریت عملكرد كه در طول مدت زمان كوتـاه می توان از آن بهره برد امروزه به روشی برای مدیریت استراتژی تبدیل شده و هرچه وابستگی سازمانها به سرمایه های نامشهود رو به افزایش می گذارد روش ارزیابی به ابزاری برای كنترل راهبرد ها و عملكرد ها در سازمان ها تبدیل می گردد بررسیها در ایران نشان می دهد كه حدود 80% از سازمان ها در ایران صرفاً به مرحله تدوین و اتخاذ استراتژی ها در قالب جزوات زیبا و مقالات بسنده نمود و كمتر از حدود 20% دیگر فرصت و جرات اجرای راهبرد ها و برنامه ها ی تدوین شده را می یابند سازمانهای نوع اول پس از تدوین برنامه های خویش با شكست مواجه می شوند كه عمده دلایل ناكافی این سازمانها با توجه به محدودیت و موانع به شرح زیر است

1-    مانع مربوط به عدم انتقال استراتژی

2-   مانع مربوط به عدم همسوئی كاركنان با استراتژی

3-  مانع مربوط به عدم تعهد و همراهی مدیران ارشد با استراتژی

4-  مانع مربوط به عدم تخصیص منابع لازم با استراتژی

سیستمهای سنتی ارزیابی عملكرد عمدتاً متكی بر سنجش های مالی بوده و در عصر اقتصاد صنعتی كارآمدی باشند اما در عصر اقتصاد دانش محـور و فن آوری اطلاعات كنونی ارزش آفرینی سازمانها در حوزه های مختلف عملكرد تنها متكی بر دارایی های مشهود آنها نیست ،روشهای سنتی ارزیابی عملكرد عمدتاً دارای نارسائی های مشروحه زیر می باشند

1-    مبتنی بر معیارهای مالی سنجش عملكرد بوده و تك بعدی می باشند

2-  ارزیابی ها اتكای زیادی به اطلاعات مالی داشته و متغیرهای مهمی چون دانش كیفیت ، رضایت  مشتری ، نو اوری و خلاقیت ، منابع انسانی  و غیره را در نظر نمی گیرند

3-  ارزیابی ها در این سبك مبتنی بر اطلاعات گذشته و تاریخی می باشند

به نظر می رسد موفقیت سازمانها در میزان ارزش و منافعی كه سازمان به ذینفعان عرضه نموده و توانمندی سازمان در انتقال این ارزش ها و منافع در كوتاه مدت و بلند مدت در داخل و خارج از سازمان می باشد

ارزیابی عملكرد با استراتژی های سازمان به شاخص های عملكرد قابل اندازه گیری می باشد  و شكاف بین ماموریت و راهبرد ها ی سازمان را با سطح عملیات و وظایف كاركنان پر می نماید و بدینگونه فرآیند های سازمان در جهت استراتژی ها همسو شده و منابع به صورت بهینه به برنامه ها تخصیص می یابد و همه اینها به معنای بهبود اثر بخشی سبك مدیریت سازمان است و چهار مفهوم را متجلی می نماید

1-    توازن بین ارزشهای مورد نظر ذینفعان با عوامل ایجاد و انتقال این ارزشها

2-   توازن بین معیارهای مالی و غیر مالی در ارزیابی عملكرد

3-  توازن در نگرش كوتاه مدت و بلند مدت سازمان

4-  توازن بین عوامل درون سازمانی و برون سازمانی

با توجه به این نكته ضروری است كه تعداد نگاه ها با توجه به نوع كسب و كار هر سازمانی در تحقق اهداف استراتژیك می تواند متفاوت باشد و البته بهبود كلیه موارد نیز می بایستی مد نظر قرار گیرد، همچنین وجود روابط علت و معلولی بین نگرش در تحقق اهداف استراتژیك سازمان امری بدیهی است بدینگونه كه فرا گرفتن و رشد محرك خلاقیت و نواوری و بهبود در بین كاركنان سازمان به وجود می آید و موجب ارتقای سطح كیفیت محصولات و خدمات با ارزش نزد مشتری خواهند شد و در نهایت استمرار این امر رضایت مندی در مشتریان برای سازمان رقم می خورد به عبارت دیگر تحریك توانمند سازی در سازمان از نتایج مورد انتظار می باشد

برای طرح یك برنامه ریزی استراتژیك می توان سه گام اساسی را در نظر گرفت و براساس آن طرح استراتژیك را برنامه ریزی و اجرا نمود

1-    موضوع خود را بعنوان یك سازمان مشخص نمائیم كه در حال حاضر كجا هستیم

2- در آیند در نظر داریم چه موضوعی داشته و به كجا باید برویم

3- برای رسید ن به اهداف یك رویكرد بنا كنیم و آنرا را به مرحله اجراء در بیاوریم .

در گام اول وقت كمی صرف برنامه ریزی شده و بعبارتی در این گام برنامه ریزی نقش عمده نداشته و فقط جایگاه وضعیت كنونی سازمان مشخص می شود كه در ابتدای كار در كجا قرارداریم

در گام دوم : برنامه ریزی نقش مهمی دارد اما كیفیت تصمیمات برای كامیابی برنامه ریزی استراتژیك تاثیر بسزا دارد

در گام سوم : در خلال این گام گروه استراتژی ها را برای تحقق چشم انداز تدوین می نماید و در طول اجرای این مرحله گروه طراحی تاكتیكی را آغاز نموده كه به تحقق طراحی استراتژیك كمك خواهد نمود.

 

ماموریت

 

بیانیه ماموریت سازمان كه به موجب آن هم سازمان از سازمان دیگر متمایز می شود و آن بیان كننده علت وجودی سازمان می باشد هر ماموریت سازمان دارای ویژگیهای زیر می باشد

1-    سازمان را بدان گونه كه هست و آنچه درنظر دارد می توان معرفی نمود

2-  به اندازه ی محدود بوده باشد كه بعضی از فعالیتها ی مخاطره آمیز را حذف نمایند و بدان اندازه گسترده و وسیع بوده كه نوید رشد خلاق و نوآوری را بدهد

3-  سازمان را از سایر سازمانها متمایز می نماید

4-  بعنوان چارچوبی عمل كند كه بتوان بدان وسیله فعالیتهای كنونی و آینده را ارزیابی نماید

5-  به حد كافی واضح و آشكار باشد تا همه اعضای سازمان بتوانند آن را درك نمایند .

 

اجزای تشكیل دهنده ماموریت سازمان

 

اجزای تشكیل دهنده ماموریت سازمان شامل موارد زیر می باشد

1-    مشتریان كه كاركنان سازمان و سازمان در برابر آن مسئول می باشد

2-   محصولات یا خدمات و كالائی كه در سازمان تولید می شود

3-  بازار ها كه محل عرضه كالاو خدمات می باشد

4-  فن آوری شامل فعالیتهائی كه سازمان در زمینه اطلاعات ، آموزش و استفاده از تكنولوژی های جدید می نماید

5-  توجه به بقاء رشد و سود آوری كه عمر سازمانها طولانی و سودآوری نیز با  افزایش روبرو باشد

6-   فلسفه

7-  ویژگیهای ممتاز

8-  توجه به تصور مردم

9-   توجه به كاركنان

 

تدوین بیانیه ماموریت سازمان

 

آنچه یك سازمان وظیفه انجام آنرا دارد در آن زمینه برای تدوین استراتژی ها بر مبنای ثبات تری دست پیدا نماید و نیازهائی كه سازمان در صدد تامین آن بر می آید می تواند بر اساس آن ماموریت سازمان را به صورت بیانیه مطرح نماید .

 

ماموریت سازمان در برنامه ریزی استراتژیك

 

تعریف ماموریت  سارمان می تواند آنقدر مهم باشد كه سرنوشت سازمان را تعیین می نماید چنانچه ماموریت كلی و مبهم كه حاوی و حامل معنی مشخصی نباشد و صرفا جنبه تبلیغاتی عمومی داشته باشد و از ایده آل سخن گوید این ماموریت فاقد كارائی می باشد به عقیده پیتر دراكر عدم وجود یك فلسفه وجودی تنها مهمترین علت شكست های بازرگانی در سازمانهاست .

ماموریت شامل تعریف روشنی از دانه فعلی و مورد انتظار كسب و كار در چند سال آینه می باشد ماموریت نشان دهنده همه نوع كسب و كاری است كه سازمان در آن فعالیت می نماید اعضای سازمان بدون داشتن چشم انداز موقعیت از چگونگی تحقق رسالت سازمان آگاهی نخواهد داشت به بیان دیگر رسالت هدف سازمان و یا اینكه چرا سازمان وظایفی را انجام می دهـد مشخص می نماید

 در این زمینه تعیین اهداف استراتژیك ، تعیین شاخص های مناسب برای ارزیابی تحقق استراتژیك ، تعیین اهداف كمی برای هر یك ازشاخص ها ، تعیین برنامه ها و اقدامات اجرائی جهت تحقق كمی ضروری می باشد بهر حال این امر موجب بهبود دارائی ها ی نا مشهود نیز خواهد شد بطور كلی در بررسی موضوع می توان به پنج اصل در ارزیابی مدیریت عملكرد و استراتژی سازمانی رسید كه قابل توجه می باشد

اصل اول – بسیج هماهنگی سازمان برای تحول توسط رهبران

اصل دوم –توجه به استراتژی به اصطلاحات و برنامه عملیاتی

اصل سوم  –همسو سازی تمامی سازمان شامل افراد ، منابع ، برنامه ها و غیره با استراتژی

اصل چهارم  – تبدیل استراتژی به وظیفه روزانه همه كاركنان و مدیران

اصل پنجم  –تبدیل استراتژی به یك فرآیند مستمر

استراتژی سازمان رااز دو دیدگاه درونی و بیرونی نیز می توان مورد بررسی قرارداد كه  پس از تحلیل موقعیت درونی و خارجی سازمان با چهار استراتژی مواجه می شود 1- تهاجمی 2- رقابتی 3- تدافعی 4- محافظه كارانه می باشد ، موقعیت درونی سازمان با دو قدرت مالی ومزیت رقابتی ارزیابی می گردد و موقعیت بیرونی سازمانی با دو شاخص ثبات محیط و قدرت كسب و كار ارزیابی می گردد.

 

تاریخچه استراتژی

 

استراتژی بعنوان مقوله كهن در علوم و فنون نظامی ، مفهومی كم و بیش شناخته شده دارد استراتژی از واژه ای یونانی با معنای ژنرال ارتش مشتق شده و استراتژیست های سازمان نیز حكم ژنرال سازمان را دارند اوایل قرن بیستم این مفهوم كاربرد وسیع تری یافت و حیطه های نوینی را پیدا نمود و به مرور زمان به موزه مدیریت نیز راه یافت تدوین استراتژی نیازمند تفكر استراتژیك بوده كه با توسعه تحقیقات در این زمینه نیاز به بهره گیری از اندیشمندان سایر حوزه ها همچون فلسفه ، روانشناسی ، سیاست ، اقتصاد و جامعه شناسی احساس می شوند .

 

استراتژی

 

برای دستیابی به اهداف نهائی در سازمانها به منظور رقابت با سایر سازمانها باید از استراتژی بهره گرفت استراتژی منطق تجاری را برای سازمان به ارمغان می آورد اگر هدف اینست كه سازما ن بهبود پیدا نمایند و عملكرد مطلوبی داشته باشند باید استراتژی را به گونه ای طراحی نمایند كه سازمان را به سوی بهترین شدن ، هدایت نماید اگر هدف سازمان ثروت سازی است باید استراتژی را به گونه ای تدوین نمود كه سازمان را به سمت سود بیشتر در رقابت با سایر سازمان رهنمون سازد استراتژی معرف كسب و كاری است كه شركت قرار است در قالب آن رقابت نماید باید به استانداردهای رفتاری نیز عمل نمود چنانچه  هدف استراتژی در عمل و اجراء نمود پیدا ننماید صرفاً در حد هدف باقی بماند هیچ فایده ای نخواهد داشت برای آنكه به توان استراتژی و هدف را در قالب عمل استفاده نمایند می بایستی ابتدا استانداردهای رفتاری خاصی را تعیین نمود .

 

استراتژی ارزش ها و رفتار سازمانی

 

ارزش ها برای رفتار سازمانی منطقی را ایجاد می نماید منطقی كه زیر بنای استراتژی می باشد منطق تجاری كه در سمت چپ مغزجای دارد با استراتژی در رابطه می باشد و با استفاده از این منطقه می توان رفتار سازمانی را به گونه ای طراحی نمود كه سازمانها بتوانند در بازار به خوبی به رقابت به پردازد منطق احساسی ، اخلاقی و معنوی دو سمت راست مغز جای دارد منطق اخلاقی زیر بنای ارزش ها می باشد آنچه از رفتار سازمانی با اخلاق مربوط می باشد ریشه در این منطق دارد و اصولاً طریقه مناسب برخورد با افراد شیوه صحیح رفتار در جامعه ماموریت به اهداف كلی می باشد كه با یك هدف كلی مشترك به یكدیگر پیوند می خورند برای كسب و كار سه استراتژی وجود دارد

1-    استراتژی سهامدار كه بر پایه حقوق مالكیت سهامداران شكل می گیرد

2-    استراتژی مدیریتی كه بر اساس آن مدیران حق انجام هر كاری را برای دستیابی به نتیجه نهائی دارند

3-    استراتژی سهامداران محدود كه بر حسب رضایت صرفاً دو یا سه گروه از سهامداران تاكید دارد

اهمیت استراتژی و هدف كلی در ادبیات رهبری به خوبی نمایان است بسیاری از نظریه های رهبری نیز در این زمینه اتفاق نظر دارند انتخاب یك هدف از میان سایر اهداف از مهمترین وظایف یك مدیر به شمار می رود باید اهداف كلی را با استراتژی ربط داده و ارزشها را در تدوین استراتژی دخالت دهند به هرحال حلقه استراتژی در سازمانها ارزش ها می باشد حلقه ای كه منطق تجاری را با منطق اخلاقی را به یكدیگر پیوند می دهند

 

استراتژی تهاجمی

 

نشانگر اینست كه سازمان در بهترین شرایط عملكردی قرارداشته و این توانائی را دارد تا با بكار گیری نقاط قوت خود ، حداكثر استفاده را از فرصت های خود برده و نقاط ضعف را از بین ببرد و جلوی تهدیدهای بیرونی را نیز بگیرد و در چنین شرایطی استراتژیهای نظیر تمركز ، تنوع ، یكپارچگی و سایرموارد  اتخاذ می شوند

 

استراتژی محافظه كارانه

 

در این استراتژی سازمان مجبور است تا ضمن حفظ نقاط قوت كلیدی از قرار گیری در شرایط با ریسك بالا خودداری  كند، در چنین شرایطی استراتژی هائی نظیر بهره وری ، افزایش خدمات و سایر موارد مورد استفاده قرار می گیرد

 

 

استراتژیك تدافعی

 

در این استراتژی سازمان باید نقاط ضعف خود را برطرف نموده و جلوی تهدیدهای بیرونی را نیز بگیرد استراتژی های تدافعی را می توان در اصلاح فرآیند ها و بهینه سازی فعالیتها ، رهبری هزینه ، پیمان سپاری و غیره عنوان نمود

 

استراتژی رقابتی

 

نشانگر این است كه  یك سازمان باید ضمن حفظ نقاط قوت خود از استراتژی های تركیبی ویكپارچه نظیر نفوذ در بازار ، توسعه خدمات توسعه محصول و ایجاد شراكت های سازمانی و غیره را استفاده می كند

جوهره هر استراتژی تشخیص فرصتهای اصلی و تمركز منابع سازمان بر آنهاست و این مفهوم خواه یا ناخواه موضوعات استراتژیك را در كانون توجه و محور اقدامات سازمان قرار می دهد.  در سازمانها معمولاً در كنار استراتژی اصلی  استراتژی های دیگری هم وجود دارد كه با مجموعه ای از ارتباطات مفهومی ، استراتژی یكپارچه سازمان را شكل می دهد . با بررسی استراتژی اصلی و با بررسی استراتژی های فرعی و ارتباطات بین آنها معنی دار می شود ملاحظه استراتژی شكست خورده به راستی تاسف آور بوده و هیچ چیز به اندازه یك استراتژی شكست خورده آموزنده نیست استراتژی های اصلی و غیر اصلی به همراه مجموعه ای از ارتباطات مفهومی ، استراتژی یكپارچه سازمان را تشكیل می دهند و دستیابی به یك جایگاه مستحكم جهانی نیازمند فعالیتهای تحقیق و توسعه بوده و تمركز بر یك كسب و كار محوری عامل عمده موفقیت سازمان می باشد .

استراتژی فعالیتهای تحقیقاتی یك استراتژی بالقوه كار ساز و اثر بخش است بسیاری از سازمانهای نام آور امروزه فعالیت خود را به یك نوآوری آغاز می نمایند و یكباره سازمان خود را ارتقاء می دهند. استراتژی یك سازمان زائیده نظام راهبری آن بوده و مشكلات استراتژی نیز باید در مسائل راهبری ریشه یابی شود با این نگاه بررسیهای ما به نظام راهبری موجب حل مشكلات سازمانها می شود. سازمانهای زیادی نیز تا امروزه قربانی استراتژی تنوع گرائی بی منطق شده اند .سازمانها متولد می شوند و در بستر كسب و كار خود سیر تكاملی می پیماند دوران بلوغ و كمال یافتگی قله ای است كه چنانچه با استراتژی مناسبی همراه نباشد سر آغاز ركود و اضمحلال سازمان نیز رقم خواهد خورد ، سازمانهای متعددی نیز وجود دارند كه به علت استفاده از استراتژیهای موفقیت ساز دیروز دچار سر درگمی و بحران گردیده اند انتصاب مدیران قوی و بنیان گذار ، مستعد ترین افراد برای رفع بیماری این سازمان ها توصیه می شود .

استراتژی رقابتی هر خلق برتر برای یك سازمان می باشد كه باید به این توجه داشت كه :

1)      چه كسانی مشتریان موردنظر سازمان هستند .

2)     سازمان برای مشتریان موردنظر چه كالا و خدماتی را عرضه می نمایند .

3)    سازمان چگونه این كالا و خدمات را عرضه می نماید .

یك سازمان برای موفقیت می بایستی از میان مشتریان و محصولات بالقوه بی شمار مناسب ترین آنان را برگزیده و سپس محصولات خود را بنحو برتری نسبت به رقیب عرضه نماید سازمان باید مرز فعالیت خود را در بازار تعیین ، مشتریان خود را انتخاب نموده و ارزشی را كه می خواهد در قالب كالا وخدمات برای آنان بیافریند مشخص نماید در این رابطه مرزهایی وجود دارد

1- محدود نمودن انواع كالا به چند محصول خاص   2- محدود نمودن انواع مشتریان به گروه خاصی از مشتریان  3- تعیین چگونگی عرضه كالا به مشتری است

استراتژی اثر بخشی خود را از قواعد رقابت می ستاند و برای یك استراتژی اثر بخش باید قواعد رقابت را بدرستی شناخت لذا باید زمینه ای را فراهم نمود كه رفتار محیط رقابتی را تئوری ریزی نمود توصیه می شود كه چنانچه مزیت رقابتی ندارید رقابت ننمائید.

برای تعیین استراتژی رقابتی  ضرورت استفاده از نیروهای رقابتی ، زنجیره ارزش و استراتژی های عمومی برای تحلیل بازار و تعیین استراتژی رقابتی الزامی میباشد لذا یك سلسله مراحل برای انتخاب و تدوین و درنهایت پیاده سازی استراتژی رقابتی انجام می شود

الف : شناسایی صفت و ساختار آن

اولین گامی كه مدیران در مسیر مزیت  رقابتی باید بردارند شناسایی ساختارصنعتی است كه سازمان شان در آن به فعالیت می پردازد در هر صنعت گروههایی از مشتریان با نیازهای مشترك وجود دارند كه از محصولات آن صنعت بهره مند می شوند در همان صنعت ، گروه جداگانه ای از رقبای تولید كننده محصول یا خدمت وجود دارند كه در جهت برآورده ساختن نیازهای مشتری با هم رقابت می نمایند یك صنعت جدا جایی است كه رقبا باید با تكیه بر مزیت های رقابتی با یكدیگر رقابت می نمایند بنابر این در هر صنعت سه عنصر اساسی مشتریان ، تولید كنندگان و رقابت وجود دارد .  از ساختار صنعت می توان به ماهیت و مزیت رقابتی در فضای آن پی برد تحلیل ساختار صنعت و شناخت روند تغییرات آن در كلیه ابعاد اهمیت ویژه ای دارد ساختار صنعت براساس پنج نیروی رقابتی استوار است

1-    رقبای جدید بخشی از ظرفیت صنعت را به تسخیر خود در می آورند ازطریق فعالیتهای خود سود لازم را بدست می آورند بدین ترتیب سازمان بخشی از بازار از دست می دهد

2-   خریداران قدرت مند بر قیمتها اعمال فشار می كنند و موجب كاهش سود می شوند

3-  تامین كنندگان قدرتمند بر هزینه ها اعمال فشار نموده و سود را به جیب خود می زنند

4- رقابت شدید منجر به كاهش سود شده و برای فروش و توسعه محصول نیاز به تبلیغات فراوان و سرمایه گذارای كلان در بخش تحقیق و توسعه میباشد

5-  محصولات جایگزین قیمت محصولات قدیمی را كاهش می دهد

پنج نیروی رقابتی  یاد شده اهمیتی ویژه ای دارند زیرا ایجاد توازن میان آنها در تعیین سود بلند مدت موثر بوده و تحلیل مستمر آنها برای بقاء در هر صنعتی الزامی میباشد .

 

بررسی عوامل داخلی و خارجی سازمان

 

هدف  از بررسی عوامل داخلی شناسایی نقاط ضعف و قوت سازمان و همچنین ظرفیت سازمان برای پاسخگوئی به مشكلات آینده بوده كه آنرا مورد ارزیابی قرار می دهد بعبارت دیگر ارزیابی محیط داخلی شامل ارزیابی موقعیت یك سازمان ، سنجش شناسایی ومشكلات و توان بالقوه آن میباشد .

هدف از بررسی عوامل داخلی و خارجی سازمان فرصت هایی كه می توان ازآنها بهره برداری نمود وتهدیداتی را كه می توان از آنها پرهیز نموده یك فرصت نهایی تهیه گردد به بیان دیگر هدف شناسایی متغییرهای اصلی است كه سازمان باید در برابر آنها واكنش عملی نشان داد .

 

مولفه های موفقیت استراتژی

 

برای موفقیت استراتژی در سازمانها می بایستی به مولفه های زیر توجه نمود .

1-    استراتژی باید با شرایط موجوددر محیط رقابتی سازگار باشد

2-   تعقیب فرصت های بازار باید براساس قوت های داخلی سازمان انتخاب شود نه صرفاً با توجه به وجود این فرصت ها

3-  استراتژی باید با دقت اجراء شود

 




دنبالک ها: مدیریت کسب و کار الکتنرونیکی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo